دکتر شقایق اسماعیلزاده (رواندرمانگر) با بیش از ۱۵ سال سابقۀ تدریس و مشاوره در حیطههای اختلالات اضطرابی، خلقی، وسواس، اختلالات شخصیت، روابط بین فردی و زوجدرمانی فعالیت میکنند. رواندرمانی بر پایۀ رویکردهای طرحوارهدرمانی، شناختی-رفتاری، ACT و شفقت استوار است. همچنین دارای کد پروانۀ نظام روانشناسی به شمارۀ ۱۰۰۰۶ سازمان روانشناسی و مشاورۀ کشور میباشند. در طول فعالیت حرفهای خود برگزارکنندۀ کارگاههای متعددی از جمله مهارتهای زندگی (فردی و زوج)، طرحوارهدرمانی، شفقت و جراتمندی بودهاند که همواره با استقبال خوبی روبهرو بوده است و کارگاههای جمعی متعددی در مدارس و ارگانهای دولتی و خصوصی برای دانشآموزان، اولیا، مدرسین و کارمندان و مدیران برگزار شده است. هدف از درمان ایجاد شناخت فرد از خود و دنیای ناآگاه درون خود و همچنین مهارت ارتباط مسالمتآمیز و بالغانه همراه با راهکارهای مقابلهای سالم در مواجهه با محیط پیرامون و دیگران است. ارزشهای بنیادین ما احترام و رازداری و حفظ حریم شخصی مراجعان و همدلی و پذیرش و نگاه بدون قضاوت و همچنین تخصص به روز بودن و رشد و تحول مراجعین میباشد.
زمانیکه باورهای بنیادین ناکارآمد و ناسازگار ذهن ما که همراه با احساس های عاطفی، بدنی و تصاویر ذهنی مرتبط با خاطراتی در گذشته هستند؛ از سالها قبل در دوران کودکی شکل گرفتهاند و تلاش خودشان را برای بقا با همین شرایط ادامه میدهند، طرحوارهها یا تلههایی شکل میگیرند که در زندگی اکنون ما ناامنی، ناکامی در برآورده کردن ارضای نیازها به صورت بالغانه و سالم ایجاد میکنند. با این شرایط زندگی فرد دچار تکرار چالشهایی شده که گاهی آن را به شانس بد خود ارجاع میدهد.در این شرایط درمانگر به مراجع کمک میکند تا با بینش و آگاهی نسبت به آسیبهای دوران کودکی و نحوه شکلگیری تلههای ناسالم و ارتباط این تلهها با زندگی اکنون مراجع، او را به یک تعادل سالم در زندگی برساند.
شفقت یک رویکرد مکمل همراه با رویکردهای اصلی درمانی است که به فرد کمک میکند در دنیای پر از هیاهو و چالشهای متعدد در زندگی کنونی، سه مولفهی مهم را در خود پرورش دهد. این سه مولفه شامل: مهربانی با خود در شرایط رنج زیاد، ایجاد حس مشترک انسانی نسبت به این مسئله که هیچ کس کامل نیست و همه انسانها دارای رنجی هستند و در آخر توجه آگاهی که شامل پذیرش بدون قضاوت تجاربمان است ولو بسیار دردناک باشند. وجود شفقتورز ما ضروریاست چراکه انسانها بارها شکست را در طول زندگی تجربه میکنند، آسیب میبینند، طرد میشوند و اگر شفقت با خود و دیگران در سطح پایینی باشد ادامه زندگی طاقت فرسا خواهد شد.
در رویکرد پذیرش و تعهد فرد دارای بینش جدیدی خواهد شد، در این رویکرد درمانی، درد که بخش جداییناپذیر زندگی ماست و همهی ما اغلب در تلاش برای دوری یا عبور سریع از آن هستیم؛ دچار تعارضات و آشفتگی هایی خواهیم شد و در این شرایط اگر پذیرای دردهای غیر قابل کنترل زندگی نباشیم، دردها تبدیل به رنج شده و رنج به راحتی از زندگی ما خارج نخواهد شد، در این شرایط این رویکرد به کمک ما آمده و پذیرش (تمایل به پذیرش آن چیزی که تحت کنترل من نیست، در واقع برگرداندن افکار و احساسات به زمان حال) و تعهد (متعهد شدن فرد به انجام دادن اقداماتی در مسیر ارزش های زندگی) را آموزش میدهد تا با بینش جدیدی نسبت به چالش های زندگی روبرو شویم.
یک رویکرد درمانی جامع که به ما کمک میکند افکار، احساسات و رفتار خود را شناخته و با آگاهی از آن در موقعیتها و شرایط چالشزا در زمان حال باقی بمانیم و بتوانیم بر انعطاف پذیری سیستمهای روانی متمرکز شویم. این رویکرد بیشتر بر مسائل فعلی و چالش هایی که فرد در زندگی روزمره و در زمان حال با آن مواجه است متمرکز میشود.